از دوستان تازه واردی که تمايل به مديريت در بخشهاي مورد نظر را دارند ، دعوت به همکاري مي شود
![]() |
|
| پنل کاربر | |
در حال بارگيري |
شکلک ها
چت باکس مجزا حالت متن رنگ ها |
1 کاربر حاضر در تاپیک: (0 عضو, و 1 مهمان).
|
بازجویی +18 ●
|
|
08-02-2010, 09:45 PM
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بازجویی +18 ●
ورود افراد ترسو به این بحث ممنوع میباشد..(به خاطر خودتون میگم)
نفر قبلیت اطلاعات با ارزشی رو در اختیار داره.. چه جوری ازش بازجویی میکنی که به حرف بیاد.. - دارش میزنم. - ناخناشو با انبر دست میکشم.. - روغن داغ تو حلقش میریزم. - با اسید موهاشو میشورم. - مجبورش میکنم با سیانور مسواک بزنه. - من که دلم نمیاد..آخه دوسش دارم. - اینقدر صبر میکنم تا خودش به حرف بیاد. - باهاش منطقی صحبت میکنم راضی بشه..گفتگوی تمدن ها - قلقلکش میدم تا بمیره. - سیخ داغ میکنم تو چشش. - گردنشو با یه ضربه از 12 جا خورد میکنم. - با شمشیر نصفش میکنم. - بوسش میکنم اونم اعتراف میکنه. - تیکه تیکش میکنم بعد روش نمک میریزم عفونت نکنه..آخه دوسش دارم. - بهش برق 2009 ولت وصل میکنم. - زنده زنده تشریحش میکنم. - چسب قطره ای میریزم تو حلقش. روش های ابداعی خود را با ما در میان بگذارید یادمان باشد اگر خاطرمان تها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم |
|||
|
09-02-2010, 01:48 PM
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
اول با چاقوی پوستش ورق ورق میکنم بعدا روشون الکل .نمک. و ابلیمو میریزم و بعدش دوباره با باند میبندمش و چند بار اینکارو میکنم تا زجر ببینه بعدش هم با چوب هی تو سر و صورتش میکوبونم تا قش کنه بعدش دوباره هم پوستشو ورق ورق میکنم و چند بار تکرار میکنم تا حسابی زجر ببینه بعدش همه داخل حولقومش اسپره حشره کش میزنم تا سمی بشه و بعدش با چنتا سیخ داغ تو گردنش میزنم
من نیتم از این عمل این بود که هیچ حرفی نزنه و فقط و فقط خواستم زجرش بدم و بهش بخندم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() همه جا که مسخره بازی هست اینجا هم روش ![]()
|
|||
|
تشکر شده توسط : unknown girl (10-02-2010 08:29 PM) |
|
09-02-2010, 04:13 PM
ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
- چسب قطره ای میریزم تو حلقش
![]() یادمان باشد اگر خاطرمان تها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم |
|||
|
17-02-2010, 08:31 PM
ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
- بوسش میکنم اونم اعتراف میکنه.
من گمان ميکردم .دوستي همچو سروي سر سبز...
چهار فصلش همه آراستگي است ... من چه مي دانستم ..هيبت باد زمستاني هست... من چه مي دانستم..سبزه ميميرد ،ازبي آبي ... سبزه يخ ميزند از سردي دي... من چه ميدانستم..دل هر کس دل نيست... قلبها بي خبر از عاطفه اند.... |
|||
|
17-02-2010, 09:54 PM
ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
کلی با پر کبوتر میزنم تو سرش تا خودش بمیره اعتراف نمیخواد
همه جا که مسخره بازی هست اینجا هم روش ![]()
|
|||
|
22-02-2010, 06:28 PM
(آخرین تغییر در این ارسال: 22-02-2010 06:29 PM توسط fix.)
ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
انگشتش رو قطع ميكنم خودشم با انبر
![]() ![]() من گمان ميکردم .دوستي همچو سروي سر سبز...
چهار فصلش همه آراستگي است ... من چه مي دانستم ..هيبت باد زمستاني هست... من چه مي دانستم..سبزه ميميرد ،ازبي آبي ... سبزه يخ ميزند از سردي دي... من چه ميدانستم..دل هر کس دل نيست... قلبها بي خبر از عاطفه اند.... |
|||
|
22-02-2010, 08:42 PM
ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
RE: بازجویی +18 ●
باهاش منطقی صحبت میکنم راضی بشه..گفتگوی تمدن ها
آخه غیر از این باشه نیش می زنه ![]() A good multi-account does not muddy the water but the water is muddy fish
|
|||
|
|


![[-]](images/element/collapse.gif)




























































