از دوستان تازه واردی که تمايل به مديريت در بخشهاي مورد نظر را دارند ، دعوت به همکاري مي شود
![]() |
|
| پنل کاربر | |
در حال بارگيري |
شکلک ها
چت باکس مجزا حالت متن رنگ ها |
|
||
|
unknown girl غایب است. دلیل: نمیدونم زمان شروع غیبت: 12-01-2010 زمان بازگشت: ناشناخته |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() توضيحات کاربر |
|
|
cyber.zer0 مدیر کل |
![]()
|
| 10-02-2010 در 04:22 PM |
|
|
مروارید معاون تالار |
حقیقت در زیر تیغ مصلحت![]() و حسین را شمشیر کهنه ناآگاهی کشت! در پهنای گسترده شب شب پرستان! در تاریکترین تاریکی! در سیاهترین سیاهی! در خاموش ترین خاموشی! در فصل سکوت و سکون و وحشت! و در حساسترین لحظه عمر تاریخ! حسین! می بیند و حرکت می کند! حسین! می داند و حرکت می کند! حسین! می فهمد و حرکت می کند! و حسین، یعنی حرکت! یعنی اعتراض! یعنی دیدن و دانستن و فهمیدن! و اینچنین است که در روند حادثه، حماسه، بخاطر حسین، حماسه، و شهید، قلبي براي تاریخ می شود مجمعی که حسین برای رفتن تشکیل می دهد، مجمع تشخیص حقیقت است. مجمع تشخیص عدالت! مجمع فرار از مصلحت، مجمع قیام بر علیه ظلم و تبعیض و بی عدالتی است! و حسین، از میان توده خوابزده و در خود فرو رفته بی تفاوت عبور می کند! توده خواب آلود و ناآگاه، بستر منفعت و مصلحتش را سخت می چسبد، و سربر بالش رفاه و نجمل، با نغمه زر و زور و تزویر، خواب می رود و خواب بهشتش را می بیند، و حسین! می بیند و می فهمد و می داند و حرکت می کند. خواب سنگین غفلت توده اسیر جهل و ناآگاهی و خرافات و مصلحت و منفعت، یک فریادی به بلندی تاریخ می خواهد؛ و حسین! این خون همیشه جاری خدا! خدا از یاد بردگان و خفتگان خشت دوستی را که زیر سایه ظلم و ستم، با پیشانی ها از نماز پینه بسته، دور خشت های کعبه می چرخند و طواف قدرت می روند را رها می کند، و برای بیدار ساختن توده جاهل و همیشه خواب، از عرفات، به سوی خشکستان نینوا می رود. و نینوا، میعادگاه تاریخ، صحنه نبرد همیشگی دروغ و حقیقت، می شود. در کربلا! هزاران چشم بسته، روبروی او می ایستند. هزاران دست بسته، راه را بر او می بندند. هزاران نیزه! هزاران تیر! هزاران شمشیر! هزاران مشت! بنام اسلام و بنام شریعت و بنام دین و بنام و خواست خلیفه، او را نشانه می روند، و خارجی و از دین برگشته و نامسلمانش می دانند و می خوانند؛ و حسین! با چشمانی باز، بخون غلطیدن یاران را در عصر غفلت نظاره می کند، و حتی تا آخرین لحظه که برای فریاد، نفس در سینه دارد، فریاد می زند. ای خفتگان بیدار شوید! بیدار شوید خفتگان! « هل من ناصر ینصرنی؟!» و صدای حسین! در بند سکوت حاکم، گرفتار می شود. حسین به کربلا می رود، نه برای کشته شدن، که برای شهید جاوید گشتن! می جنگند، نه برای کشتن! که برای بیدار کردن. می رزمد، نه برای نابود ساختن، که برای آگاه کردن. و سرانجام! پس ازآنکه مسلمانان، و نه یهودیان و مسیحیان و بت پرستان و کافران، که مسلمانان قشری و یزیدی و پیرو مصلحت و تابع زر و تشنه مقام، با هلهله شادی و بعنوان پیروزی! سر بریده حسین را برنیزه بالا می برند، چشم گوشه ای از توده، در اوج تاریکی به روشنایی بازمی شود، و اینچنین است که خون حسین، برای همیشه تاریخ! چراغ راه حقیقت و مایه وحشت و ترس ظالمان و مستبدین می گردد! حسین فرزند علی! فرزند فاطمه! نوه پیامبر! آزاده ای مصلح! مصلحی عدالت خواه! رهبر اصلاح و اصلاحات است، اصلاح دوباره دین پیامبر خدا بعد ازپیامبر خدا! حلال کردن حلال و حرام کردن حرام خدا! و این برای آنانی که بعد از رفتن پیامبر، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام و کتاب خدا را حربه نام و نان و مسجد را کاخ حکومت و دین را وسیله قدرت کرده اند، پیام خوشایندی نیست! حسین وارث هابیل، بر هم زننده خواب ظالمان، توفان آزادی و فریاد جاوید عدالت طلبان در طول تاریخ است! حسین، حسین است، و حسین بن علی، حسین علیه السلام است! |
| 27-12-2009 در 12:35 PM |
|
|
مروارید معاون تالار |
خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. دوستت دارم دوست عزیزم یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : خدایا توکل به تو ) اما، حالا تو این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست، ... همینطور برای من ! شروع کن ! وقتی میگم این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست همینطور برای من! ... یه جورائی خوشحال میشم که ازت نامه داشته باشم، چون میتونم امیدوار باشم که منم جزو اون کسانی هستم که تو دوستشون داری(^_^) |
| 21-12-2009 در 02:47 AM |
|
|
شهرزاد ناظم سایت |
خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. دوستت دارم دوست عزیزم یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : خدایا توکل به تو ) اما، حالا تو این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست، ... همینطور برای من ! شروع کن ! وقتی میگم این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست همینطور برای من! ... یه جورائی خوشحال میشم که ازت نامه داشته باشم، چون میتونم امیدوار باشم که منم جزو اون کسانی هستم که تو دوستشون داری(^_^) |
| 21-12-2009 در 02:35 AM |
|


![[-]](images/element/collapse.gif)














































![[تصویر: 4ogu5uk5o2fflcg7ik96.jpg]](http://www.zamime.ir/images/files/4ogu5uk5o2fflcg7ik96.jpg)