از دوستان تازه واردی که تمايل به مديريت در بخشهاي مورد نظر را دارند ، دعوت به همکاري مي شود

[-]
شماره کاربري : -
(اين پيغام فقط براي يک کاربر نمايش داده خواهد شد ، فقط کافیست شماره کاربری او را وارد کنید .
شماره کاربری هر کس همان شماره معرف میباشد ، که راحت ترین راه این است که در چت باکس روی کاربر مورد نظر کلیک کرده و شماره آن مشخص میشود ، دقت داشته باشید که فقط شماره را به تنهایی وارد کنید .)
پیغام : -
پنل کاربر
در حال بارگيري
شکلک ها
چت باکس مجزا
حالت متن
رنگ ها

cyber.zer0
(All About Me)
All About Me
**********

تاریخ عضویت: 19-04-2009
تاریخ تولد: 19-01-1987 (23 ساله)
زمان محلی: 11-03-2010 در 11:30 AM
وضعیت: آفلاین

اطلاعات cyber.zer0 در تالار
تاریخ عضویت: 19-04-2009
آخرین بازدید دیروز 02:06 PM
ارسال‌ها: 1,198 (3.68 ارسال در روز | 3.38 درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمام موضوعاتیافتن تمام ارسال‌ها)
مدت زمان آنلاین بودن: 3 هفته, 3 روز, 4 ساعت, 57 دقیقه, 51 ثانیه
اعتبار: 15 [جزئیات]
پول من: 4,926.57 تومان [اهداء] (385 محصول خریداری شد .)
مدال ها: 2 [توضیحات]

اطلاعات ارتباطی cyber.zer0
صفحه خانگی:
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به cyber.zer0.
ICQ Number:
AIM Screen Name:
Yahoo ID: cyber.zer0
MSN ID: cyber.zer0@hotmail.com
Gtalk شناسه:

دوستان (15 - نمایش همه)
  •  نام : GHollaK
      ارسال : 97
      اعتبار : 5
  •  نام : k3y1
      ارسال : 433
      اعتبار : 11
  •  نام : m0riiii(away)
      ارسال : 134
      اعتبار : 12
  •  نام : حنا خانوم(away)
      ارسال : 444
      اعتبار : 11
  • اطلاعات اضافی درباره cyber.zer0
    جنسیت: male
    شهر: اهواز
    بیوگرافی: کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش
    کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟
    زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
    کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری
    میزان تحصیلات: فوق ديپلم
    رشته تحصیلی: برق و قدرت
    رشته ورزشی: کاراته
    سن: 22

    امضای cyber.zer0
    سرزمین من جایی است، تنها برای سر زمین نهادن . . .


    [تصویر: 51Yjab3cg7L._SL500_AA240_.jpg]

    MYPS Info
    امتیاز 8151 [ Donate ]

    تعداد بازدید از پروفایل کاربر
    389


    [-]
    توضيحات کاربر
    unknown girl
    سرپرست تالار
     avatar
    دارم برات اقا محــــــــــــــــــمد047904790479
    10-02-2010 در 12:16 AM ارسال پيغام خصوصي
    unknown girl
    سرپرست تالار
     avatar
    کاربران ثبت نام نشده نمی توانند لینکها را مشاهده کنند. لطفا برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید تا بتوانید لینکها را مشاهده کنید.
    08-02-2010 در 11:17 PM ارسال پيغام خصوصي
    مروارید
    معاون تالار
     avatar
    حقیقت در زیر تیغ مصلحت

    [تصویر: 4ogu5uk5o2fflcg7ik96.jpg]

    و حسین را شمشیر کهنه ناآگاهی کشت!
    در پهنای گسترده شب شب پرستان!
    در تاریکترین تاریکی!
    در سیاهترین سیاهی!
    در خاموش ترین خاموشی!
    در فصل سکوت و سکون و وحشت!
    و در حساسترین لحظه عمر تاریخ!
    حسین!
    می بیند و حرکت می کند!
    حسین!
    می داند و حرکت می کند!
    حسین!
    می فهمد و حرکت می کند!
    و حسین، یعنی حرکت!
    یعنی اعتراض!
    یعنی دیدن و دانستن و فهمیدن!
    و اینچنین است که در روند حادثه، حماسه، بخاطر حسین، حماسه، و شهید، قلبي براي تاریخ می شود
    مجمعی که حسین برای رفتن تشکیل می دهد، مجمع تشخیص حقیقت است.
    مجمع تشخیص عدالت!
    مجمع فرار از مصلحت،
    مجمع قیام بر علیه ظلم و تبعیض و بی عدالتی است!
    و حسین، از میان توده خوابزده و در خود فرو رفته بی تفاوت عبور می کند!
    توده خواب آلود و ناآگاه، بستر منفعت و مصلحتش را سخت می چسبد، و سربر بالش رفاه و نجمل، با نغمه زر و زور و تزویر، خواب می رود و خواب بهشتش را می بیند، و حسین!
    می بیند و می فهمد و می داند و حرکت می کند.
    خواب سنگین غفلت توده اسیر جهل و ناآگاهی و خرافات و مصلحت و منفعت، یک فریادی به بلندی تاریخ می خواهد؛ و حسین! این خون همیشه جاری خدا! خدا از یاد بردگان و خفتگان خشت دوستی را که زیر سایه ظلم و ستم، با پیشانی ها از نماز پینه بسته، دور خشت های کعبه می چرخند و طواف قدرت می روند را رها می کند، و برای بیدار ساختن توده جاهل و همیشه خواب، از عرفات، به سوی خشکستان نینوا می رود.
    و نینوا، میعادگاه تاریخ، صحنه نبرد همیشگی دروغ و حقیقت، می شود.
    در کربلا!
    هزاران چشم بسته، روبروی او می ایستند.
    هزاران دست بسته، راه را بر او می بندند.
    هزاران نیزه!
    هزاران تیر!
    هزاران شمشیر!
    هزاران مشت!
    بنام اسلام و بنام شریعت و بنام دین و بنام و خواست خلیفه، او را نشانه می روند، و خارجی و از دین برگشته و نامسلمانش می دانند و می خوانند؛
    و حسین!
    با چشمانی باز، بخون غلطیدن یاران را در عصر غفلت نظاره می کند، و حتی تا آخرین لحظه که برای فریاد، نفس در سینه دارد، فریاد می زند.
    ای خفتگان بیدار شوید!
    بیدار شوید خفتگان!
    « هل من ناصر ینصرنی؟!»
    و صدای حسین! در بند سکوت حاکم، گرفتار می شود.
    حسین به کربلا می رود، نه برای کشته شدن، که برای شهید جاوید گشتن!
    می جنگند، نه برای کشتن! که برای بیدار کردن.
    می رزمد، نه برای نابود ساختن، که برای آگاه کردن.
    و سرانجام! پس ازآنکه مسلمانان، و نه یهودیان و مسیحیان و بت پرستان و کافران، که مسلمانان قشری و یزیدی و پیرو مصلحت و تابع زر و تشنه مقام، با هلهله شادی و بعنوان پیروزی! سر بریده حسین را برنیزه بالا می برند،
    چشم گوشه ای از توده، در اوج تاریکی به روشنایی بازمی شود،
    و اینچنین است که خون حسین، برای همیشه تاریخ! چراغ راه حقیقت و مایه وحشت و ترس ظالمان و مستبدین می گردد!
    حسین فرزند علی! فرزند فاطمه! نوه پیامبر! آزاده ای مصلح! مصلحی عدالت خواه! رهبر اصلاح و اصلاحات است، اصلاح دوباره دین پیامبر خدا بعد ازپیامبر خدا! حلال کردن حلال و حرام کردن حرام خدا! و این برای آنانی که بعد از رفتن پیامبر، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام و کتاب خدا را حربه نام و نان و مسجد را کاخ حکومت و دین را وسیله قدرت کرده اند، پیام خوشایندی نیست!
    حسین وارث هابیل، بر هم زننده خواب ظالمان، توفان آزادی و فریاد جاوید عدالت طلبان در طول تاریخ است!
    حسین، حسین است، و حسین بن علی، حسین علیه السلام است!
    27-12-2009 در 12:41 PM ارسال پيغام خصوصي
    asemaniiiii

     avatar
    سلام ملسی ممنون
    23-12-2009 در 02:39 AM ارسال پيغام خصوصي

         
    این متن به کاربر نشان میدهد که بدون فلش و اسکریپت میباشد